سلام به همگیـــــ !! بازم با یه مطلب جدید اومدم خدمتتون ! نیشخند 
امیدوارم خوشتون بیاد. چشمک

مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:
- اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی.
مرد ایستاد و در همان لجظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش.مرد نفس راحتی کشید
 و با تعجب دوروبرشو نگاه کرد اما کسی رو ندید.بهر حال نجات پیدا کرده بود.
به راهش ادامه داد.به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا
 گفت: ایست!
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعت عجیبی از جلویش رد شد.بازم
 نجات پیدا کرد.مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد م فرشته نگهبان ت 
هستم. مرد فکری کرد و گفت:
-پس اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم تو کدوم گوری بودی؟
 نیشخند خنده قهقهه نیشخند قهقهه خنده
 چون دیدم خیلی کوتاهه یکی دیگه ادامه گذاشتم. چشمک


چند روز پیش توی تاکسی صندلی عقب نشسته بودم، یه خانومه با پسر ۵-۴ 
ساله ش جلو نشسته بود.
یهو پسره رو کرد به مامانش گفت: مــامــان …
یادته اونروز خونه ی دایی اینا گوزیــدی؟!
مامانه بیچاره،گفت: …
مرســـی آقا! ما همین جا پیاده میشیم!
راننده بدبخت هنوز کامل وانستاده بود که زنه درِ ماشینو با عجله باز کرد و 
یه موتوری هم اومد زد درِ ماشینو داغون کرد !!!
رانندهه پیاده شد دودستی زد تو سرش گفت:
خانـــــــــــــوم! گوزیدی که گوزیدی! منم میگــوزم! این آقام میگــوزه!
 این ملت همه میگوزن! گوزیدن که عیب نیست ، ریـــ.ــــ.دی تو درِ ماشین……
 نیشخند نیشخند خنده خنده قهقهه قهقهه

 چطور بودن ؟؟؟ فقط نگین تکراری بودن که این جمله از صد تا فوش واس
 ادم بد تره !!!نیشخند 
 منتظر اپ بعدی هم باشین چشمک





تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٤ | ۱:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ☺☻ AliSpeeD ☺☻ | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.