داستان خنده دار گربه باهوش

یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.

آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و ۴ تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.

وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه. این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.

یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.

بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . . خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.

یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره.

مرده میپرسه: ” اون گربه کره خر خونس؟”

زنش می گه آره. مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!!!

/ 110 نظر / 64 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اهورا

ووووووووووواااااااااااااااااااااااااااااااااااا [تعجب][تعجب][تعجب][نیشخند]

مهسا

این یکی دیگه لایک بووووووووووود خخخخخخخخخ خوشم اومد

نازنین

بابا ایول

پریسا

خخخخخخخ وای مردم ازخنده

سلنا

واقعا مشخص شد که ضریب هوشی گربه ها از مردها بیشتره

سلنا

ههههههههههه از خنده مردم حتما به مامانت بگو واست اسپند دود کنه یه وقت چشم نخوری اخه خیلی باحالی این رو جدی گفتم ها

2تاکمه100تازدم به تخته اما دستم دردگرفت حالا قرمزکرده ببین چیکارا که نمیکنی حالاضررنداره حتما اسپنددودکن ببن چقدگفتم خدای نکرده چیزیت نشه تقصیرمن بزاری من چشام شورنیس

سلنا

زبان..........

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ علی مردم ازیه جوک هم خنده دار تر بود خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

Hesam

نه بابااااااااااااااااااااا؟[تعجب][تعجب]