داستان خنده دار ((چه کشکی چه پشمی))

داستان کوتاه چه کشکی، چه پشمی

 چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسیداز آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. 

در حال مستاصل شد... از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.

قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.
گفت:  ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم...
قدری پایین تر آمد.
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت: ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.
وقتی کمی پایین تر آمد گفت:  بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یک غلطی کردیم ,غلط زیادی که جریمه ندارد.

کتاب کوچه
احمد شاملو

 

/ 36 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

بابا این روستایی ها دست ما رو هم از پشت بستن................ والا

مهسا

ملسی داداامروزازخنده دوکیلودادم بی شک

محدثه

خیلی خننننننده دار بود..... دوستم میشه به منم سر بزنی اخه خیییییییلی تنهام خو حوصلم سر میره

نازنین

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ[خنده]

سلنا

عجب ادم با حالی هستی وبت معرکه هست

سلنا

مرسی راستی یه سوال می خوای بری رشته تجربی اخه من سال اولی هستم یعنی میخوام برم دوم به رشته ادبیات زیاد علاقه دارم اما همه میگن درست خوبه حیفه برو رشته ریاضی نظرت درمورد ادبیات چیه نظرت واسم مهمه

سلنا

بابام میگه به پول فک نکن هرچی بخای بهت میدم حتی دراینده واقعاسومی باامتحانات نهایی چه کردی

سلنا

مهم اینه که من اصن قلب ندارم که نداداشته باشه راستی داداشم بالاترینش شد 17که اونم شیمی بود دوست دارم بحال سومیها بخندم میشه خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

راستی علی تاحالاالمپیاددادی یانه علی ببین من کلاس زبانم دیر شد دوباره میام بای بای علی جون

زهرا

شنيده بودم ولي باحال بودمرسي